صفحه اصلي   تماس با ما   نقشه سایت   انگليسي   العربيه   اردو  
نسخه چاپي


اجلاسیه نهایی «امنیت متعالیه» برگزار گردید.


اجلاسیه نهایی کرسی نظریه‌پردازی امنیت متعالیه در روز پنج‌شنبه سوم خرداد 1397 برگزار گردید

به گزارش روابط عمومی دبیرخانه هیأت حمایت از کرسی های نظریه پردازی، نقد و مناظره، در اجلاسیه نهایی این نشست که در حضور اساتید حوزه و دانشگاه در سالن غدیر مرکز همایش‌های دفتر تبلیغات اسلامی برگزار گردید، دکتر لک‌زایی با اشاره به این که این نظر حاصل دوازده سال تلاش علمی ایشان در این حوزه است، تأکید نمودند که آن را در قالب‌های مختلف ارایه کرده است و در این جلسه نیز از یک قالب ابتکاری در شیوه ارایه نظریه بهره گرفته است و آن را ارایه می‌کند. ایشان با استفاده از الگوی علل اربعه در فلسفه اسلامی به تبیین نظریه امنیت متعالیه پرداختند و پس از بیان بنیادهای نظریه امنیت متعالیه، این نظریه را براساس روش علل اربعه به شرح ذیل توضیح دادند:
به نظر فلاسفه، هر امر حادثی نیازمند چهار علت است: علت مادی، صوری، فاعلی و غایی. به یک معنا وقتی از پدیده ای که نبوده است و بوجود آمده است، پرسش می کنیم، در واقع از این چهار علت سوال کرده ایم. از این منظر هرگاه از امنیت پرس و جو کنیم، چهار پرسش زیر مدنظر است: 1. علت مادی امنیت چیست؟ 2. علت صوری امنیت چیست؟ 3. علت فاعلی امنیت چیست؟ و 4. علت غایی امنیت چیست؟ برای این که پرسش های فلسفی مذکور، به ادبیات رایج در متون امنیتی نزدیک شود، می توانیم این پرسش ها را به این شکل نیز مطرح کنیم: الف: پرسش های علت مادی: 1.مبانی امنیت چیست؟ 2. منابع تولید امنیت چیست؟ ب: پرسش های علت صوری: 1. سطوح امنیت چیست؟ 2. انواع امنیت چیست؟ ج: پرسش های علت فاعلی: 1. افراد و کارگزارانی که شایستگی دارند تولید و حفاظت از امنیت به آنها سپرده شود چه شرایطی دارند؟ 2. نهادها و سازمان هایی که شایستگی دارند تولید و حفاظت از امنیت به آنها سپرده شود چه شرایطی دارند؟ د: پرسش های علت غایی: 1.مرجع امنیت چیست؟ 2.  هدف از تولید امنیت چیست؟
 
علت مادی امنیت
منظور از علت مادی مواد و منابعی است که در تولید امنیت مورد استفاده قرار می گیرند. این مواد و منابع سطوح مختلفی دارد. در اینجا به برخی از آنها، که از اهمیت بیشتری برخوردار است، مخصوصا در تمایز بخشی میان الگوی امنیتی متعالیه از متدانیه، اشاره می شود. سطح اول از این مواد به قوای انسان مربوط می شود. در واقع این همان بحث انسان شناسی در مکاتب امنیتی است. نوع تعریف هر متفکر از انسان، مکتب امنیتی ویژه ای را به دنبال دارد. انسان شناسی هابزی مکتب امنیتی رئالیستی را به دنبال آورده است و انسان شناسی کانتی مکتب امنیتی ایده آلیستی را. 
علت صوری امنیت
در علت صوری دو بحث داریم: یکی سطوح و لایه های امنیت و دیگری انواع امنیت.
 
با توجه به اينﻛﻪ نظریه انسان شناسی مبنا براي انسان سه شأن و مرتبه قائل است، اگر بخواهيم از این ديدگاه سطوح امنیت دینی را بگوييم بايد از این سه شأن سخن بگوییم. هر انسانی سه شأن دارد: شأن عقلي ، قلبي و شأن ظاهري. در امنیت بايد اين سه بُعد ﺑﻪطور همﺯمان مورد توجه قرار گيرد. ﺑﻪلحاظ عقلي  بايد باورها و اعتقادات فرد را مورد توجه قرار دهيم. ﺑﻪلحاظ قلبي بايد امنیت اخلاقي‌ و گرايش‌ها و منش‌هاي انسان را لحاظ کنیم؛ و ﺑﻪلحاظ ظاهري بايد رفتارهايش را مورد توجه قرار دهيم. اصول دين و اعتقادات كه بخشي از دين اسلام را تشكيل مي‌دهد عهده‌دار امنیت اعتقادي انسان است. در آﻥجا انسان با مبدأ و معاد و رهبری الهی آشنا مي‌شود. در حوزهﻱ قلبی با مسائل اخلاقي و فضائل و رذائل آشنا مي‌شود. ياد مي‌گيرد كه باید از رذائل بپرهيزد و رذائل را از وجود خودش و جامعه بیرون بريزد و به فضائل آراسته شود.
 
اما فقه به رفتارهاي ظاهري انسان مربوط مي‌شود. فقيه به مکلف مي‌گويد كه چه چیز واجب است و باید انجام دهد و چه چیز حرام است و نبايد مرتكب بشود. ديگر علوم انساني هم هر كدام در ساحت يكي از اين حوزه‌ها قرار مي‌گيرد.
با توجه به آنچه آمد، امنیت متعالیه دارای سه سطح و لایه است: 1.سطح عقلی، اعتقادی، فلسفی و کلامی. که از آن با عنوان حوزه باورها می توانیم یاد کنیم. 2. سطح قلبی، اخلاقی؛ که از آن با عنوان حوزه گرایشها می توانیم یاد کنیم. و3. سطح ظاهری، فقهی و مادی؛ که از آن با عنوان حوزه رفتارها می توانیم یاد کنیم. طبیعتا ناامنی ها و تهدیدات نیز با همین سه سطح تعریف و سطح بندی می شود: 1.تهدیدات مربوط به حوزه باورها؛ 2. تهدیدات مربوط به حوزه گرایشها؛ و 3. تهدیدات مربوط به حوزه رفتارها.
 
انواع امنیت بحث دوم علت صوری است و شاید پرتکرارترین و متنوعترین مباحث امنیتی در همین حوزه قابل شناسایی است. در اینجا برای نمونه به چند مورد، با بهره گیری از سیره امنیتی امام خمینی، اشاره می شود:
 
1. امنیت سیاسی: بخشی از مبارزات امام خمینی در جهت دفع تامین امنیت سیاسی ایرانیان و حتی غیر ایرانیان بوده است. ایشان بخشی از عمر خود را صرف مبارزه با استبداد، دیکتاتوری، طاغوت، حاکمان جائر، نظام سلطنتی، حکومت های وابسته و وابستگی کرد. موارد مذکور تماما تهدیدات سیاسی هستند که امام با آنها مبارزه کرده و به جای آنها از ارزشهایی چون آزادی، مشارکت مردم در تعیین سرنوشت سیاسی، انتخابات آزاد، تأسیس نظام سیاسی جمهوری اسلامی و حمایت از استقلال نظام های سیاسی دفاع کرده است.
 
2. امنیت فرهنگی: از نظر امام خمینی "اسلام" محور تعریف امنیت و تهدیدات فرهنگی است. درواقع شناخت اسلام و عمل به اسلام امنیت فرهنگی را به ارمغان می آورد. اسلامی شدن صدا و سیما، آموزش و پرورش و دانشگاهها در این جهت همواره مورد تأکید بوده است. چنانکه معرفی اسلام، به مثابه یک مکتب زندگی، توسط حوزه های علمیه همواره مورد تأکید ایشان بوده است.
 
3. امنیت اجتماعی: حفاظت از نهاد خانواده، تأکید بر عدالت اجتماعی، لزوم امر به معروف و نهی از منکر، مبارزه با ظلم و مبارزه با موانع کمال از محورهای مورد توجه امام خمینی در این قسمت است.
 
4. امنیت اقتصادی: عقب ماندگی اقتصادی، عدم استفاده از ثروت ها و منابع ملی و وابستگی اقتصادی کشورهای اسلامی به کشورهای سلطه گر و استعماری مهمترین تهدید اقتصادی از نظر امام خمینی محسوب می شود.
 
5. امنیت جهان اسلام: وابستگی کشورهای اسلامی به نظام سلطه، تأسیس رژیم غاصب صهیونیستی در قلب جهان اسلام، اشغال سرزمین های اسلامی، حکومت های وابسته و غیر مردمی و تفرقه امت اسلامی، که در اثر قرائت آمریکایی مهمترین تهدیدات جهان اسلام (از اسلام پدید آمده است) از جمله علل و عوامل انحطاط امنیتی آن است. یگانه راه خروج از این انحطاط امنیتی نیز بازگشت به اسلام است. بازگشت به اسلام در خود مبارزه با وابستگی و استبداد و تفرقه و اشغالگری را دارد. بازگشت به اسلام ناب محمدی یعنی مبارزه با همه موانع کمال.
 
6. امنیت جهانی: به نظر امام خمینی نظام سلطه، به رهبری شیطان بزرگ، مهمترین تهدید برای امنیت جهانی است. راه حل این تهدید نیز آگاهی مستضعفان جهان، گسترش اسلام ناب محمدی در میان مسلمانان، اتحاد مسلمانان و مستضعفان، تشکیل بسیج جهانی مستضعفان جهان و مبارزه با ظلم نظام سلطه است. به هرحال یقظه و بیداری نقطه آغاز در مبارزه با تهدیدات، در تمامی سطوح و ساختها، است. و پس از آن نود و نه گام دیگر تا برسیم به توحید، که قرین امنیت واقعی است. در منازل السائرین، که مدتی متن درس اخلاق امام خمینی بود این صد مرحله تبیین شده است.
 
جنود عقل و جهل شاخص ها و تصاویر شرایط امن و ناامن از نظر امام خمینی است که در کتاب مستقلی به تشریح و توضیح برخی از آنها پرداخته است.
 
علت فاعلی امنیت
علت فاعلی دو بخش می شود. بخشی از علت فاعلی افراد هستند که در نقش کارگزاران سیاسی، اقتصادی، فرهنگی، نظامی و قضایی انجام وظیفه می کنند و بخش دوم نهادها و سازمان هایی هستند که برای تولید امنیت و یا حفاظت از امنیت تولید شده فعالیت می کنند.
 
 باتوجه به دیدگاهی که در بحث توحید افعالی داریم، یگانه علت موثر در وجود را خداوند تبارک و تعالی می دانیم. انسان مومن نظام وجود را صورت فاعليّت حق تعالى مى‏بيند و لا مُؤَثِّرَ في الوُجُود را يا از روی برهان يا از روی عین يافته، با چشم بصيرت و قلب نورانى حصر استعانت را نيز حصر حقيقى می داند و کمک ديگر موجودات را صورت کمک حضرت حق می داند. ايّاكَ نَعْبُدُ وَ ايّاكَ نَسْتَعين نیز از متفرّعات الحمد للَّه است، كه اشاره به توحيد حقيقى است. و كسى كه حقيقت توحيد در قلب او جلوه ننموده و قلب را از مطلق شرك پاك ننموده، ايّاك نَعْبد او حقيقت ندارد، و حصر عبادت و استعانت را به حق نمی تواند بکند و خدابين و خداخواه نخواهد بود. و چون توحيد در قلب جلوه نمود، به اندازه جلوه آن، از موجودات منصرف و به عزّ قدس حقّ متعلّق می شود تا آنجا كه مشاهده می كند كه به اسم اللَّه اياك نعبد و اياك نستعين واقع می شود.
علت غایی امنیت
مرجع امنیت یک بحث است و علت غایی امنیت بحثی دیگر. مرجع امنیت متناسب با نوع امنیت متفاوت است. مرجع امنیت اقتصادی، حفاظت از مالکیت است. مرجع امنیت سیاسی، حفاظت از آزادی و حقوق سیاسی شهروندان و جلوگیری از دیکتاتوری و استبداد است. مرجع امنیت قضایی حفاظت از عدالت است. مرجع امنیت فرهنگی حفاظت از ارزشهای اسلامی است. اما پرسش مهمتر این است که هدف از اینها چیست؟ این پرسش همان است که با عنوان علت غایی مطرح می شود. درواقع اگر اسلام و نظام سیاسی اسلامی بر حفاظت از جان، مال، عقل، نسل، خانواده، حق الناس، حق الله، عدالت و ارزش های دینی  تاکید دارند، برای چیست؟ تمام این تلاش های امنیتی برای این است که زمینه کمال انسان، از طریق عبودیت، برای قرب الهی فراهم شود که فرمود «من جن و انس را نيافريدم جز براى اين كه عبادتم كنند.وَ ما خَلَقْتُ الْجِنَّ وَ الْإِنْسَ إِلَّا لِيَعْبُدُونِ.»
 
 معمولاً مفهوم قرب را در امور مادي به كار مي بريم و مقصود ما قرب مكاني يا قرب زماني است. اما قرب و بعد مكاني و زماني در مورد خدا بي معني است. زیرا خداوند نسبتي با زمان و مكان ندارد كه بخواهد به زمان و مكاني نزديكتر و از زمان و مكاني دورتر باشد.
 
تقرب حقیقی به خداوند آن است که انسان کمالات روحی و معنوی و استعدادهای کران ناپذیر وجودی خود را به فعلیت برساند. در این عرصه هر اندازه مرتبه  وجود یک موجود بالاتر باشد به همان نسبت به ذات الهی نزدیک تر است. انسان که به قرب وجودی و مشاهده  ربوبی می رسد، ربط خود و هستی را به خدا در می یابد و با درک حضوری و شهود عرفانی، می یابد که هیچ چیز استقلالی از خود ندارد و جهان و انسان نه فقط وابسته به حق تعالی، که عین ربط و تعلق به اوست. در این مقام انسان می بیند که با خدا همه چیز دارد و بی خدا هیچ! چنان که امام حسین (ع) در دعای عرفه می فرماید: «ماذا وجد من فقدک و ما الذی فقد من وجدک» «آن که تو را یافت چه از دست داد و آن که تو را از دست داد چه یافت؟» و چون آدمی به این مقام رسد، جز خدا به چیزی توجه نخواهد داشت و در ارتباط و شهود دایمی با خدا به سر می برد؛ وجود او عین خلوص برای حق تعالی شده و افعال او یکسره در جهت رضای خدا خواهد بود. در این مقام دیگر اثری از خودخواهی و خودبینی و شرک باقی نمی ماند.
 
تکامل حقیقی انسان عبارت است از سیر عملی که روح در درون ذات خود به سوی خدا می کند تا به مقامی برسد که خود را عین تعلق و ارتباط به او بیاید و برای خود و هیچ موجود دیگر، استقلالی در ذات و صفات و افعال نبیند، و هیچ پیشامدی او را از این مشاهده باز ندارد، علوم و مشاهداتی که در این مسیر برای انسان حاصل می شد بر مرتبه وجودی اش می افزاید و تدریجاً جوهر ذاتش را کامل می سازد.
 
بنابراین هر قدر انسان نیاز خود را به خدا کمتر احساس کند از خدا دورتر است، و هر قدر خود را نیازمند تر به خدا ببیند و پرده های اسباب را بالاتر بزند و حجاب های ظلمانی و نورانی از جلوی چشم دلش بیش تر برداشته شود داناتر و کامل تر و به خدا نزدیک می شود، تا جایی که نه تنها در افعال و تأثیرات موحّد می گردد بلکه برای صفات و ذوات هم استقلالی نمی بیند؛ و آن مقامی است که بندگان شایسته و مخلص و دوستان برگزیده خدا به آن نائل می شوند و میان ایشان و معبودشان حجابی باقی نمی ماند. پس قرب حقیقی به خدا این است که انسان بیابد که، با خدا همه چیز دارد و بی خدا هیچ. کسی که به چنین مقامی می رسد از همه چیز دست و دل می شوید و دل به جانان  می سپارد و با تمام وجود به بندگی و عبودیت حق می پردازد و در جست و جوی آن بر می آید که محبوب محبوب دل شود و در پی آن، چنان طمأنینه و  می یابد و از چنان بهجت و سرور و لذتی برخوردار می شود که هیچ چیز با آن قیاس پذیر نیست.
 
به نظر امام خمینی تأمل در روايات و آثاري كه در آنها براي قرب الي الله ذكر شده، مي تواند ما را در درك معناي حقيقي قرب به خداوند و شرائط و کیفیت آن كمك كند.روايتي است که ایشان در شرح چهل حدیث آن را آورده اند. متن روايت، كه طبق نقل مرحوم كليني در اصول كافي، امام باقر ـ عليه السلام ـ آن را از پيامبر اكرم ـ صلي الله عليه و آله ـ نقل فرموده اند، چنين است:
 
خداي متعال مي فرمايد: هر كس به يكي از دوستان من بي حرمتي كند به من اعلان جنگ كرده است؛ و نزديك نشد بنده اي به من به چيزي كه محبوب تر از انجام اَعمالي باشد كه بر او واجب كرده ام؛ ی و او با انجام مستحبات تا آن جا نزد من مقرب مي شود كه او را دوست مي دارم. پس وقتي او را دوست داشتم گوش او مي شوم كه با آن مي شنود، و چشم او مي شوم كه با آن مي بيند، و زبان او مي شوم كه با آن سخن مي گويد، و دست او مي شوم كه با آن كار انجام مي دهد. اگر مرا بخواند او را اجابت مي كنم؛ و اگر از من چيزي بخواهد به او عطا مي‌كنم.
 
 بنا بر این انجام واجبات و مستحبات باعث قرب به خدا می شود. هدف از تزكيه نفس هم، همان قرب خدا، و در مرحله عاليترين آن فناء فى الله است. و اين قرب به خدا مرتبه‏اى است از وجود كه در آن استعدادهاى ذاتى شخص با سير و حركت اختيارى خود به فعليت مى‏رسد. تقرّب به خداوند يعنى واقعاً مراتب و مراحل هستى را طى كردن و به كانون لايتناهى هستى نزديك شدن. در حكمت اسلامى ثابت شده است كه هستى داراى درجات و مراتبى است كه پايين‏ترين مرتبه آن عالم طبيعت و عاليترين درجه آن ذات اقدس الهى است كه همان حقيقت هستى است.انسان هر چه در نتيجه تحصيل فضايل الهى در درجات وجود بالاتر رود، به همان نسبت به ساحت قدس ربوبى نزديكتر و مقربتر مى‏شود و از آثار معنوى نامتناهى آن برخوردار مى‏گردد.
 
بنابر این تكامل انسان در «قرب به خدا» است. اولين مرتبه قرب به خدا پيدايش ايمان به خداست. تا جهت حركت قلب و روح انسان و جامعه به سوى خدا شود .  رسیدن به خدا همان کمال و سعادت نهایی انسان است که در نصوص دینی از آن به «لقاء رب» « قرب الی الله»، «فلاح و رستگاری»، «فوز عظیم»، و «رضوان الهی» یاد شده است.
 
غایت تولید امنیت فراهم کردن زمینه تقرب بندگان خدا به خدا است و دقیقا به همین دلیل است که نام این مکتب امنیتی را متعالیه می گذاریم. باز به همین دلیل است که رهبران الهی از عهده تامین این نوع امنیت بر می آیند. چنان که مواد و صورت آن نیز ممیزات خود را دارد.
 
ریشه اهداف و غایت های دوگانه انسان و جوامع انسانی، یعنی تعالی طلبی و دنیاطلبی درسازوکار وجودی انسان، که از آن با عنوان فطرت های دو گانه انسان یاد شده است، می باشد.
 
پس بنیاد امنیت و تهدید در درون ماست. خودباورى و استقلال فرهنگى، با جهت گیری تربیت انسان اسلامی ، بجای انسان غربی باید جهت گیری دولت اسلامی باشد. این سخن روی دیگر «قرب الهی » است که غایت امنیت متعالیه است.
 
ناقدین محترم پس از ارایه نظریه پرسش‌های خود را مطرح نمودند و پس از آن از داوران محترم خواسته شد مطالب خود را در قالب پرسش از نظریه‌پرداز بیان کنند. هم‌چنین از دو نفر از حاضرین در جلسه نیز خواسته شد که پرسش‌های خود را مطرح نمایند.
 
پس از پرسش‌های مطرح شده نظریه‌پرداز محترم در یک تبیین جدید به سیر دستیابی خود به نظریه اشاره کردند و در لابه‌لای این بحث به تمامی پرسش‌های مطرح شده پاسخ دادند.
 
هیأت داوران براساس نحوه ارایه نظریه از سوی نظریه‌پرداز محترم و پس از استماع نظر ناقدان، کفایت برگزاری اجلاسیه نهایی را اعلام داشته و مقرر نمودند پس از انجام اصلاحات لازم در متن مکتوب، جلسه داوران تشکیل و امتیازدهی نهایی صورت گیرد.
 

كد خبر:42008
منبع خبر:روابط عمومی دبیرخانه هیأت حمایت از کرسی‌های نظریه‌پردازی، نقد و مناظره
تاريخ خبر:1397/03/05


پیوست