صفحه اصلي   تماس با ما   نقشه سایت   انگليسي   العربيه   اردو  
نسخه چاپي


پیش اجلاسیه کرسی «نقد رویه الشهید الصدر فی التوسع العقلایی فی الحیازه» برگزار شد


پیش اجلاسیه کرسی «نقد رویه الشهید الصدر فی التوسع العقلایی فی الحیازه» در پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی روز شنبه مورخ 27 بهمن ماه97 برگزار شد.

به گزارش روابط عمومی دبیرخانه هیأت حمایت از کرسی های نظریه پردازی، نقد و مناظره در این نشست علمی که با ارائه حجت الاسلام دکتر خالد غفوری همراه بود، حجج الاسلام دکتر حسن آقا نظری شاهرودی، دکتر سید حسین میرمعزی، دکنر سیف الله صرامی، دکتر رضا اسفندیاری به عنوان شورای داوران، و دکتر سید امید موذنی، دکتر محید رضایی، دکتر حسنعلی اکبریان و دکتر سعید فراهانی فرد به عنوان شورای ناقدان در این اجلاسیه حضور داشتند.
این طرحنامه با نمره 85 به تایید هیأت داوران و ناقدان رسیده است. در زیر خلاصه ای از این طرحنامه آمده است.

دکتر اسماعیل آقابابائی ( مدیر جلسه):
ضمن تشکر از حضار محترم و اساتید معزز امروز به تاریخ ۲۷ بهمن ۱۳۹۷ پیش اجلاسیه کرسی نظریه پردازی «نقد رویه الشهید الصدر فی توسع العقلایی فی الحیازه » را برگزار می کنیم و چنان که از عنوان پیداست موضوع بحث، نقد نظریه ای است که شهید صدر در موضوع حیازت دارند نیز اصل نوشته به زبان عربی است و بخشی از ارائه مطالب به زبان عربی خواهد بود. نظریه پرداز حجت الاسلام و المسلمین جناب آقای دکتر خالد غفوری الحسنی هستند و پژوهشکده علوم و فرهنگ اسلامی آن را برگزار می کند.
پس از ارائه نظریه، حجج اسلام و المسلمین آقایان: دکتر سید امید موذنی، حسنعلی علی اکبریان، دکتر مجید رضایی و دکتر سعید فراهانی فرد نقد نظریه را به عهده خواهند داشت و داوری جلسه به عهده حجج اسلام و المسلمین آقایان: دکتر حسن آقا نظری شاهرودی، سیف الله صرامی و  رضا اسفندیاری اسفندیاری می باشد.
با توجه به محدودیت در وقت برنامه جلسه به شرح زیر خواهد بود:
۱) ارائه نظریه در ۳۵ دقیقه
۲)نقد نظریه توسط ناقدان محترم هر یک ده دقیقه جمعا ۴۰ دقیقه
۳)دفاع ارائه دهنده ۲۰ دقیقه
۴)مطالب ناقدان ۱۰ دقیقه
۵)سوالات و مطالب  حضار محترم ۱۰ دقیقه
۶) مطالب داوران  در حد استفسار و رفع ابهام از مطالب ارائه شده هر کدام پنج دقیقه 
۷)پاسخ ارائه دهنده نظریه به مطالب  یادشده. 
 پس از آن جلسه اختصاص به داوران خواهد داشت که نظرات خود را بیان کرده و جمع بندی می شود.
نظر به این که وقت بسیار محدود است از همه اساتید محترم می خواهم وقت را رعایت کرده و در مدیریت جلسه مساعدت لازم را مبذول فرمایند.
در ابتدای جلسه از نظریه پرداز محترم می خواهم که حداکثر در ۳۵ دقیقه نظریه خود را برای بحث و بررسی در جلسه ارائه فرمایند.
حجت الاسلام و المسلمین دکتر خالد غفوری (نظریه پرداز):
ضمن تشکر از حضار محترم و اساتید گرامی، از ناقدان و داوران محترم انتظار دارم جدید بودن نقد، علمی و فنی و مستند بودن و در نهایت روشمند بودن بحث را در ارزیابی و نقد خود مد نظر داشته باشند. 
شهید صدر این نظریه را بسیار دقیق ارائه کرده  و معتقدند بشر در تملک سراغ حیازت رفته و آن را از چهار جهت توسعه داده است:
۱- با توسعه دادن در حیازت کننده، برای وی قائم مقام در نظر گرفت؛
۲- از ناحیه مالی که مورد حیازت قرار می گیرد بدین صورت توسعه یافت که هر چه به عنوان نما به دست می آید مالکیت آن را به حیازت کننده اول می دهند؛
۳- از جهت ضمان غرامت توسعه یافت و در نتیجه زمانی که مال یا بخشی از آن از بین رفت حیازت کننده  مالک غرامت می شود و به بیان دیگر غرامت ناشی از تلف مال متوجه حیازت کننده است؛
۴- بعد چهارم توسعه از جهت داخل شدن حیازت کننده دیگر است که با حیازت کننده اول تزاحم پیدا می کند.
از ابعاد فوق، بعد چهارم بسیار پیچیده و دقیق است که من آن در کرسی نظریه پردازی دیگری ارائه داده ام و در این جلسه بدان نخواهم پرداخت.
این نظریه گرچه بعد از شهید صدر در نوشته های شاگردان ایشان آمده، به ویژگی ها و اهمیت آن چندان توجه نکرده و جز چند تعلیق کوتاه، مطلبی بدان اضافه نکرده اند و نظریه محجور مانده است.
در اصطلاح، حیازت با تحت تصرف قرار گرفتن مال  محقق می شود و شهید صدر ابعاد فوق را در نظریه خود به تفصیل مد نظر قرار می دهند.
ایشان برای رکن اول وارث را مثال می زنند و می گویند وارث قائم مقام مورثی می شود که مال را حیازت کرده است. در این خصوص، قبل از شهید صدر محقق نائینی از تبدیل مال به مال و هر مالی که تحت سلطه مالک و وارث باشد بحث  می کند ولی از توسعه حیازت مطلبی نمی گوید و چه بسا استناد شهید صدر به کلام نائینی ناظر به اصل توسعه باشد نه حیازت. به بیان دیگر، نائینی می گوید هر مالی از هر راهی که به دست آید به وارث منتقل می شود و سخن وی اختصاص به حیازت ندارد. وارث موارد ذمه و حقوق را هم به ارث می برد که هیچ‌یک از مصادیق حیازت نیست.
رکن دوم ناظر به توسعه در منافع است مانند تولد حیوانی از حیوان دیگر. در این موارد عقلا حیوان تولد یافته را مباح غیر مملوک نمی دانند بلکه متعلق به فرد اول است و علت آن حیازت نیست بلکه به این دلیل است که این منافع از عین ناشی شده و مالک اول، مالک عین و منافع است. می توان گفت نما تابع اصل است و همانند منفعت مخفی در شیء اول  می باشد.
هم چنین از منافعی که با رشد درخت به دست می آید، ملکیت جدید و مال جدید محقق می شود یا در جایی که نیمی از چوب در زمین پنهان است با مالکیت بر نیمه پیدا و سپس پنهان آن، ملکیت تغییر نمی کند. به نظر می رسد در نظریه شهید صدر بین مالیت و ملکیت خلط شده است.
در واقع زیاد شدن مال همانند کم شدن آن است و وقتی بخشی از مال از بین رفت نمی گویند در ملکیت نقصی پدید آمده بلکه نقص در خود مال است.
نیز در جایی که از حیوان تولد یافته حیوان دیگری تولد یابد، عقلا به اصل توجه ندارند و حتی اگر اصل از بین برود باز هم از مالکیت منافع جدید سخن می گویند که توسعه در حیازت نیست.
ما غیر از حیازت، راه های دیگری هم داریم و دلیلی ندارد که شهید صدر همه چیز را به حیازت ارجاع دهد!
در رکن سوم، بحث توسعه که شهید مطرح می کند پذیرفتنی نیست و هنگامی که مالی از بین رفت، توسعه معنا ندارد و قضیه سالبه به انتفای موضوع می شود.
شهید صدر می گوید ضمان غرامت به دو صورت است: اتلاف مال و اتلاف با معامله فاسد. آقای حائری این نکته را اضافه می کند که در معامله فاسد، گرفتن ثمن کافی نیست ولی من اصل نظریه را قبول ندارم و معتقدم ضمان متوجه قیمت واقعی است نه قیمت معامله فاسد.
علاوه بر این، اتلاف اختصاص به معامله فاسد ندارد؛ ضمان ناشی از عقد ضمان هم داریم که از مصادیق توسعه در حیازت نیست و در نتیجه مطلب شهید صدر دلیل کافی ندارد و به شرحی که بیان شد قابل نقد است.
دکتر آقابابائی: با تشکر از ارائه دهنده محترم نظریه که در وقت در نظر گرفته شده مطالب خود را بیان کردند. در ادامه سخنان ناقدان محترم را راجع به نظریه ارائه شده پی می گیریم و از جناب آقای علی اکبریان می خواهم که مطالب خود را بیان فرمایند.
حجت الاسلام و المسلمین حسنعلی علی اکبریان (ناقد):
شهید صدر واژه علاج و حیازت را با کلمه «او» به کار برده‌اند در نتیجه مقصود ایشان حیازت به معنای عام است. نکته دیگر این که شهید صدر نمی گوید بایع یا وارث حیازت می کند بلکه می گوید اگر حیازت نبود نوبت به ملکیت نمی رسید و مالی نداشت که بفروشد یا تلف کند. بنابر این انتقال اعتباری یا قهری متفرع بر حیازت به معنای اعم است. این مبنای شهید صدر نقدهای آقای خالد غفوری را نمی پذیرد. اگر غاصب مالی را برداشت ضامن می شود یا مالک؟ ملکیت در این جا به اراده و اجازه حیازت کننده اول بستگی دارد  و حیازت فرد دوم مالکیت نمی آورد.
مطلب دیگر این که علاوه بر نظریه شهید صدر نظریه های دیگری هم داریم و ترجیح یک نظریه بر نظریه دیگر به معنای بطلان نظریه اول نیست. شما هیچ دلیل نیاوردید که نظریه شما بهتر است. علاوه بر این، در نقد نظریه باید معلوم شود چه مقدار آرای مشهور فقهاست و چه مقدار را آقای خالد غفوری به عنوان نقد آورده اند.
دکتر آقابابائی: از این که در وقت مقرر مطالب را بیان فرمودید متشکرم از ناقد محترم بعدی جناب آقای موذنی می خواهم که نظرات خود را راجع به نظریه ارائه شده بیان فرمایند.
حجت الاسلام و المسلمین دکتر سید امید موذنی:
از این که آقای خالد غفوری به مباحث شهید صدر پرداخته اند جای تقدیر دارد با این حال سه نقد به نظر می رسد:
۱- برخی نقدها مثل ذمه خارج از مباحث شهید صدر است ایشان ملکیت را از عهده و ذمه جدا می کند و نباید همه آن ها را با هم مطرح کنید.
۲- شما مطلبی را نقد کرده و اثبات ادعای خود را به مقاله ای ارجاع می دهید که قرار است در آینده نوشته شود.
۳- گاه محل بحث عوض می شود و چیزی که خارج از بحث است نقد می شود مانند توسع در محاز. می گویید نما را مالک می شود چون منفعت است و این همان مالکیت اول است. شما بین مالیت و مالکیت خلط می کنید. چوبی را مثال می زنید که نصف آن پنهان است یا گوساله ای را مثال می آورید که بعد به وجود می آید این یعنی خلط بین مالیت و مالکیت. 
دکتر آقابابائی:
با توجه به  کمبود وقت از ناقد محترم بعدی تقاضا دارم مطالب خود را ارائه فرمایند.
حجت الاسلام و المسلمین دکتر سعید فراهانی فرد: 
عمده مطالب را ناقدان محترم فرمودند. شما توسع در مالکیت اول را رها کرده و مطلب دیگری آوردید. در بحث ثمره می گویید ملکیت جدید است. اینجا منفعت بالقوه است و ما مالکیت بر بالقوه نداریم. شهید صدر می گوید ادامه همان است و المنفعه تابعه للاصل یعنی ادامه همان اصل ولی شما می گویید ملکیت جدید است و دلیل نمی آورید.
دکتر آقابابائی: با تشکر از شما  از ناقد چهارم جناب آقای رضایی می خواهم که مطالب خود را بیان فرمایند.
حجت الاسلام و المسلمین دکتر مجید رضایی:
ایشان بحث را باز کرده و خواسته اند بین مالکیت و ملکیت ربط دهند در نتیجه اشکال هایی که مطرح می شود بسیار شبیه هم است. 
شهید صدر برای کار ارزش ویژه قائل است و همه مالکیت ها را به سمت کار می برد و  چون در صدد نظام سازی است مالکیت را به حیازت بر می گرداند. اسلام ملکیت و دارایی را مبتنی بر کار می داند به همین دلیل قمار چون کار نیست در اسلام احترام ندارد. بعد با همین تحلیل به این نتیجه می رسد که همه ملکیت ها به حیازت بر می گردد.
با این حال بحث ارث کمی متفاوت است. ارث حکم خاص دارد در نتیجه بچه ای که به دنیا نیامده هم از ارث سهم می برد. در این جا با حیازت منتقل نمی شود و تعبیر به حیازت نوعی مسامحه است. از این رو بحث ارث در کلام شهید صدر قابل مناقشه است ولی موارد دیگر چون حکم نیست، چنین نقدی را نمی پذیرد. در واقع شهید صدر می خواهد همه موارد را به کار برگرداند تا نظام سازی مد نظر ایشان شکل بگیرد.
دکتر آقابابائی: از ناقدان محترم که مطالب خود را با رعایت وقت مقرر بیان فرمودند متشکرم و در این جا از ارائه دهنده نظریه جناب آقای خالد غفوری می خواهم که راجع به نقدهایی که مطرح شد مطالب خود را بیان فرمایند. مدت زمانی که برای شما در این مرحله در نظر گرفته شده حداکثر بیست دقیقه است.
حجت الاسلام و المسلمین خالد غفوری:
این که فرموند حیازت اعم از علاج و حیازت است را نمی پذیرم. هم چنین رکن چهارم را در کرسی دیگر قبلا مطرح کرده ام که در این جا محل بحث من نیست.
اشکال من این است که ایشان چرا فقط حیازت را مطرح کرده و همه طرق را در آن منحصر می کنند؟ در این جا راه های دیگری هم داریم.
این که می گویم ارث مالکیت جدید است و ادامه مالکیت قبلی نیست به این دلیل است که شخص بعد از فوت دیگر رابطه ای با اموال خود ندارد. با این حال تملک فرد در یک سوم از دارایی خود یک استثنا و تفضل از ناحیه شارع است به همین دلیل مورث نمی تواند مال را بین فرزندان به سلیقه خود تقسیم کند و باید معیارها و سهم شرعی هر یک رعایت شود.
من راجع به رکن سوم فرضیه های متفاوت آورده ام. ایشان می گوید ضمان غرامت توسعه عقلایی است ولی من می گویم این فرضیه، تنها فرضیه نیست در مقابل فرضیه های دیگری هم داریم و این یعنی رد فرضیه شهید صدر. چون ایشان وجود فرضیه دیگر را رد می کند. یکی از فرضیه های دیگر، معامله قهری است که آیت الله خوئی مطرح می کنند. عقلا مبسوط الیدند و لازم نیست ملکیت منحصر در حیازت باشد. 
مشکل شهید صدر این است که فکر می کند اولا حیازت تنها بازیگر میدان است و ثانیا همه فروض را در نظر نگرفته است.
دکتر آقابابائی:
از مطالبی که بیان فرمودید متشکرم. با توجه به محدویت در وقت در ادامه از ناقدان محترم می خواهم مطالب خود را با رعایت سه دقیقه وقت برای هر داور بیان فرمایند. لطفا مطالب جدید و ناظر به پاسخ اخیر آقای خالد غفوری  را در ارائه مطالب مد نظر قرار دهید.
حجت الاسلام و المسلمین علی اکبریان:
در عبارت شهید صدر آمده است « الحیازه او العلاج» در نتیجه هر گاه در عبارات بعدی کلمه حیازت را به کار می برد مقصود ایشان اعم است.
ایشان در فرض چهارم می گوید حیازت ملکیت می آورد و شانیت آن را دارد که به دیگران منتقل شود آن گاه به ارث مثال می زند که مربوط به فرض اول است. در نتیجه همه چهار مورد توسعه را در نظر دارد. مالکیت نتاج با مالکیت اصل فرق دارد. نتایج معدوم اند در نتیجه شهید صدر آن را توجیه کرده و می گوید شانیت دارد تا شامل نتاج بشود.
حجت الاسلام و المسلمین دکتر موذنی:
شهید صدر عهده و ذمه را از مالکیت جدا کرده است. وی در مقام ابداع مالکیت نیست بلکه می خواهد بگوید چگونه شبکه شکل می گیرد و می خواهد همه را به حیازت برگرداند. دعوا سر این است که موجود بالفعل چگونه به ملکیت در آمده است.
دکتر آقابابائی: 
نکاتی را که دو نفر از  ناقدان محترم در مرحله دوم ارائه فرمودند شنیدیم و دو نفر دیگر در این مرحله نقد جدیدی نداشتند . در این مرحله فرصتی هم در اختیار حضار محترم قرار می گیرد تا اگر در مباحث مشارکت نمایند. آن گاه از داوران محترم می خواهم که مطالب خود را در حد سوال از ناقدان یا ارائه دهنده نظریه مطرح و اگر ابهامی در مطالب ارائه شده می بینند بیان نمایند.
حجت الاسلام و المسلمین دکتر حسن آقانظری شاهرودی( داور):
تلاش شهید صدر این است که بگوید ملکیت نظام‌مند است و ارائه دهنده نظریه و ناقدان محترم باید با همین ادبیات نظریه و نقد آن را دنبال نمایند و آوردن مباحث به فضای فقهی ما را از مقصود شهید صدر دور می کند.
حجت الاسلام و المسلمین سیف الله صرامی (داور): باید معلوم شود که کلمه «او» در عبارات شهید صدر چه نقشی دارد و ادامه عبارت اختصاص به حیازت دارد یا اعم از حیازت و کار است. تا گفته شهید صدر روشن نشود نقد آن جایگاه پیدا نمی کند.
دیگر این که آن چه شهید صدر گفته یک احتمال است یا یک نظریه تا بتوانیم کرسی حاضر را نقد نظریه بدانیم؟
حجت الاسلام و المسلمین  رضا اسلامی (داور): 
به نظر من فضای بحث کاملا استاندارد است هم چنین لازم نیست ایشان اثبات کند آن چه شهید صدر گفته یک نظریه است تا بتوان آن را نقد کرد.
ناقدان هم در دو سطح نقد دارند:
۱- باور دارند که باید برای ملکیت باید جامع پیدا کنیم.
۲- جامع باشد یا نباشد بحث دیگر این است که آیا این نقد  وارد است یا نه؟
توقع ما این است باید معلوم شود شهید صدر از ادبیات مصطلح استفاده می کنند یا نه و از طرف دیگر به چه دلیل ارائه دهنده نظریه، نگاه کلان شهید صدر را قبول ندارند؟
دکتر آقابابائی: 
مرحله بعدی فرصتی است که در اختیار ارائه دهنده نظریه قرار می گیرد تا با توجه به نقدهایی که مجدد مطرح شد و نکاتی که داوران محترم بیان داشتند، مطالب خود را بیان فرمایند.
حجت الاسلام و المسلمین خالد غفوری: 
ناقدان محترم باید جدید بودن، روش مند و مستند بودن را مد نظر قرار دهند و این سه نکته در قضاوت نهایی داوران تاثیر گذار است.
هم چنین سخن شهید صدر نظریه باشد یا نه تاثیری در بحث من ندارد و پذیرش برگزاری کرسی یعنی این نقد را وارد نمی دانند.
این که آقای علی اکبریان از کلمه «او» معنای اعم را برداشت می کنند عجیب و غیر قابل قبول است و ما وقتی هر چهار رکن سخن شهید صدر را نقد کردیم، نقد نظریه صدق می کند.

 

كد خبر:43025
منبع خبر:روابط عمومی دبیرخانه هیأت حمایت از کرسی های نظریه پردازی، نقد و مناظره
تاريخ خبر:1397/11/29